تبلیغات
دل سوخته - وضع امام صادق (علیه السلام) درحین ولادت >
 
دل سوخته
>>

روز هفدهم ماه ربیع الاول سال 82هجری قمری درخانه زین العابدین (علیه السلام) واقع درمدینه طفلی ازصلب امام محمد باقر)علیه السلام( قدم به دنیا گذاشت که بعد به اسم جعفرصادق(علیه السلام) معروف شد.

وقتی طفل متولد گردید زن قابله که برای کمک بزائوآمده بود ،مشاهده کرد که کودکی کوچک ولاغر است وفکر کرد که شاید نوزاد لاغراندام ،زنده نماندو بااین که ازلحاظ ادامه حیات آن طفل مردد بود دریافت مژدگانی رافراموش نکرد وبعد از این که نوزاد راکنار مادرش قرارداد ازاطاق خارج شد تااینکه نزد پدر طفل برود ومژدگانی دریافت نماید
زن قابله درآن خانه پدر نوزاد راجستجو کرد ولی اورانیافت چون هنگام وضع حمل ،محمد باقر(علیه السلام) درخانه نبود تااینکه زن قابله ازوی مژدگانی دریافت کند وبه او گفتند که زین العابدین (علیه السلام) جد نوزاد درخانه است ومی تواند اوراببنید زن قابله بعدازکسب اجازه وارد برزین العابدین (علیه السلام) شد وگفت خداوند به شما یک نوه ذکور عطا کرده است.
امام زین العابدین(علیه السلام) گفت امیدوارم که قدمش مبارک باشد وبعد پرسیدآیااین مژده رابه پدرش دادی ؟
زن قابله گفت پدرش ، درخانه نیست وگرنه اول باو مژده می دادم.
زین العابدین(علیه السلام) گفت میل دارم نوه خود راببینم امانمی خواهم که اورا ازاطاق مادرش خارج کنی زیرا امروز هواقدری سرداست وبیم آن می رود که سرما بخورد .
آنگاه زین العابدین (علیه السلام) اززن قابله پرسیدآیا نوه من زیباهست؟
قابله جرئت نکردبگوید که نوزاد ضعیف ونحیف است وگفت چشم های آبی اش خیلی زیبا می باشد

زین العابدین(علیه السلام) گفت ازاین قرار چشم های او،شبیه چشم های مادرم (رحمت الله علیه( می باشد.چشم های شهربانو یزد گرد سوم ومادرزین

 

العابدین(علیه السلام) آبی رنگ بود وجعفرصادق(علیه السلام( برطبق قانون مندل

چشم های آبی رنگ راازجده بزرگ پدری خود به ارث بر
روایتی وجوددارد مشعر براین که چشم های کیهان بانو خواهرشهربانو هم که جزو اسیران خانواده یزدگرد سوم ازمدائن به مدینه آورده شد، نیزآبی رنگ بود، واگر این روایت درست باشد حضرت جعفرصادق(علیه السلام) چشم های آبی رنگ رااز دوشاهزاده خانم ایرانی به میراث برده چون کیهان بانو دختر یزدگرد سوم نیز جده بزرگ امام جعفرصادق(علیه السلام) بود متنها جده مادری او.

درآن روزگار نیزبمانند امروز ،وشاید ازجهاتی بیش از امروز، سعی براین بود ، کودکان راپس از ولادت دیدار کنند، وبا ملاحظه سرووضع ظاهر، سلامت وبیماری ، کمال یانقص ، زشتی یا زیبائیش راجع به وضع آینده اش اظهار نظر نمایند واین یک رسم قدیمی ومعمول درهمه جای جهان بود.بگفته ویل دورانت درمناطقی چون آتن ورم هیئتی ازپیران پس از درگذشت هفته ای ازولادت طفل رادیدار ودرباره اوداوری می کردند که آیا باید زنده بماند یانه ؟ و اگر طفل معلول یاناقص ویاضعیف بودبر سرتپّه ای یاکوهی نهاده می شد تاطعمه درندگان شود وپدران ومادران راحق اعتراض واظهار نظر نبود . واگر داوری هامثبت بود او رابه پدر ومادرش برمی گرداندند تابه اراده وتربیتش همت گمارند.
این مسأله بدان خاطر بود که به فرزندان بادید اقتصادی می نگریستند وفرزند معلول وناقص ازنظر آنها نه تنها فردی موّلد نبود ، بلکه مصرف کننده ای صرف وحتی مزاحم مولّدان بحساب می آمد وبدین جهت سعی درازبین بردن او داشتند .
چنین بینشی دراسلام محکوم شد ، ازآن بابت که فرزندان امانتی ازجانب خدا و دارای حقوق و طلب تایید شده ای ازسوی پروردگار است.والدین وجامعه ودولت موظف به پذیرش اوهستند چه زشت باشد وچه زیبا ،چه سالم وچه ناقص و...
امام درحین ولادت بسیار ضعیف ولاغر بود تاحدی که قابله رااین گمان نبود که اوزنده می ماند ، به همین جهت ازبردن طفل به حضور جد یاپدر امتناع داشت، غافل از آنکه اوپذیرفته خداو ولی اوست وچشم وچراغ خاندان پیامبری بحساب می آمد وپدر وجدش اوراباتمام وجود پذیرا بودند





نوع مطلب :
برچسب ها :




درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : masoud ghasemi
نویسندگان
نظرسنجی
نظر شما در مورد این وبلاگ چیه؟








جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

كد عكس تصادفی

 
 
 

انواع کـد های جدید جاوا تغیــیر شکل موس