تبلیغات
دل سوخته - سخنـرانیها و نـامه هـاى اعتراض آمیز امـام حسیـن(ع) >
 
دل سوخته
>>
الف) مخالفت با ولیعهدى یزید
معاویه به دنبال فعالیت هاى دامنه دار براى تثبیت ولیعهدى یزیـد, سفرى به مـدینه داشت و با بزرگان آنجا, بخصـوص امام حسیـن(ع) و عبـدالله بـن عبـاس, دیـدار و مـوضـوع اصلـى را مطـرح كرد.
امام با ذكر مقـدمه اى فرمـود: ((... تـو در برترى و فضیلتـى كه براى خـود قایلى, دچار لغزش شدى و... یزید را چنان تـوصیف كردى كه گـویا شخصـى را مـى خـواهى معرفـى كنـى كه زندگـى او بر مردم پـوشیده است... یزید را آن چنانكه هست, معرفـى كـن, یزید جـوان سگباز و كبـوتـرباز و بـوالهوسـى است كه عمـرش با ساز و آواز و خوشگذرانى سپرى مى شود.))

ب) نگـرانـى معاویه از قیـام امـام و پـاسخ امـام
مروان بـن حكم ـ حاكـم مدینه ـ به معاویه نوشت: گروهى با حسیـن بـن علـى رفت و آمـد دارنـد و اطمینـان نـدارم او قیـام نكنـد. معاویه به امام نوشت: گزارش پاره اى از كارهاى تـو به مـن رسیده است. مـواظب خود باش و به عهد و پیمان خـود (صلح امام حسـن(ع)) وفا كـن و از تفرقه امت بپرهیز. امام نـوشت: ((... اما آنچه در باره مـن به گـوش تـو رسیده, یك مشت سخنان بـى اساس است... . از اینكه بـرضـد تـو و دوستان ستمگر و بـى دینت, كه حزب ستمگـران و بـرادران شیطـاننـد, قیـام نكـرده ام از خـدا مـى تـرسـم.

آیا تـو قاتل ((حجربـن عدى)) و یارانـش نبـودى, پـس از آنكه به آنـان امـان دادى و سـوگنـدهـاى اكیـد یاد كـردى...؟ تـو قـاتل ((عمـروبـن حمق)) آن مسلمان پارسا, كه از كثـرت عبـادت, چهره و بدنـش فرسـوده شده بود, نیستـى...؟ آیا تـو نبـودى كه زیاد پسر سمیه را, كه ـ پدرش مشخص نبود. ـ پسر ابـوسفیان قلمداد كردى در حـالـى كه پیـامبـر فـرمـود: (( نـوزاد به پـدر (شـرعى) ملحق مى گردد.))... و او با اتكا به قدرت تـو مسلمانان را كشت, دستها و پـاهایشان را قطع كـرد و بـر شـاخه هاى نخل به دار آویخت .... آیا تـو قاتل ((حضرمـى)) نیستـى...؟ اى معاویه, مـن هیچ فتنه اى بزرگتر و مهمتـر از حكـومت تـو بـر ایـن امت سراغ نـدارم....))

ج) سخنـرانـى افشـاگـرانه در كنگـره عظیـم حج
یكـى دو سـال قبل از مـرگ معاویه, كه فشـار نسبت به شیعیان اوج گرفت, امام حسیـن(ع) به حج مشرف شد. در منـى از صحابه و تابعان و بنى هاشـم دعوت كرد در چادرش جمع شوند. بیش از هفتصدنفر تابعى و دویست نفر صحابـى آمـدنـد. حضـرت در بخشـى از خطبه اش فرمـود: ((دیدید ایـن مرد زورگو و ستمگر (معاویه) با ما و شیعیان ما چه كرد...؟ وقتى به شهرهاى خـود برگشتید, با افراد مورد اعتماد در میان بگذارید و آنان را به رهبرى ما دعوت كنیـد; زیرا مـى ترسـم حق نابود گردد.))
در تحف العقـول خطبه اى از حضـرت نقل شـده كه ظاهـرا همیـن خطبه ((منى)) مى نماید. در بخشى از ایـن خطبه مى فرماید: ((... شما به چشـم خود مى بینید كه پیمانهاى الهى را مى شكنند...; ولى بیـم و هـراس به خـود راه نمـى دهیـد... . مصیبت شما عالمان امت از همه بیشتـر است. زمام امـور بایـد در دست كسانـى باشـد كه عالـم به احكام خـدا و امین بر حلال و حرام اوینـد. ... آنان را بـر ایـن مقام مسلط نساخت مگر گـریز شما از مرگ و دلبستگى تان به زنـدگـى چند روزه دنیا... .)) حضرت در پایان عرض مـى كنـد: ((پروردگارا! ایـن حـركت ما نه به خاطر رقابت بـر سر حكـومت و قـدرت و نه به منظور به دست آوردن مـال دنیـاست, بلكه به خـاطــر آن است كه نشانه هاى دیـن تـو را به مـردم نشان دهـم و اصلاحات را در كشـور اسلامى اجرا كنم....)).





نوع مطلب :
برچسب ها :




درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : masoud ghasemi
نویسندگان
نظرسنجی
نظر شما در مورد این وبلاگ چیه؟








جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

كد عكس تصادفی

 
 
 

انواع کـد های جدید جاوا تغیــیر شکل موس